گفتگو با رئیس کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران به مناسبت هفته کتاب، کتابخوانی و کتابدار
گفتگو رئیس کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران به مناسبت هفته کتاب، کتابخوانی و کتابدار:
تحول دیجیتال در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران؛ گذر از منابع چاپی و حرکت به سوی خدمات هوشمند مبتنی بر هوش مصنوعی
سؤال: کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران امروز چه جایگاهی در نظام علمی و فرهنگی کشور دارد؟
پاسخ: بسماللهالرحمنالرحیم میتوانم از اینجا آغاز کنم که در کشور ما تعداد انگشتشماری کتابخانه بسیار مهم وجود دارد. از میان کتابخانههای دولتی، «کتابخانه ملی» از اهمیت ویژهای برخوردار است. «کتابخانه مجلس شورای اسلامی» نیز که چند سال پس از مشروطه تأسیس شد، جایگاه والایی دارد. همچنین «کتابخانه آستان قدس رضوی» که سابقهای نزدیک به هزار سال دارد و «کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی» در قم از جمله کتابخانههای درجهیک کشور به شمار میآیند. این کتابخانهها، بسته به تعداد و تنوع منابعشان، در رتبهبندی خاصی قرار میگیرند.
از زمان تأسیس «کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران» در سال ۱۳۲۸، فعالیت این مرکز بهصورت پیوسته بر گردآوری منابع در حوزههای مختلف متمرکز بوده است. بهنظر من، از دههی ۱۳۵۰ به بعد این کتابخانه به شهرت قابلتوجهی در کشور رسید و همواره مورد حمایت دولتها قرار داشت. حتی میتوان گفت در دوران پیش از انقلاب، هم به این کتابخانه توجه ویژهای نشان میدادند. در آستانهی انقلاب، نام کتابخانه مرکزی در میان اهل علم بسیار شناختهشده بود.
ویژگی ممتاز این کتابخانه در این است که یک کتابخانه دانشگاهی است و در بزرگترین دانشگاه کشور قرار دارد. همچنین در زمینهی فهرستنویسی و سازماندهی منابع پیشرو بوده است. امتیاز دیگر آن، ارتباط نزدیکش با استادان و دانشجویان است؛ یعنی در حالیکه مراجعه به کتابخانههایی چون مجلس یا ملی دشوارتر است، اینجا کاربران همان اعضای دانشگاه هستند که خودشان بهطور مستقیم از امکانات بهره میبرند. از اینرو کتابخانه مرکزی جایگاهی ویژه دارد و منابع آن غنی است و محیط آن از بهترین فضاهای کتابخانهای کشور به شمار میآید. شاید کتابخانه ملی تالارهای متنوعتر و وسیعتری داشته باشد اما در مقایسه با دیگر مراکز، کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران از کیفیت بسیار خوبی برخوردار است. البته باید استثنائاً کتابخانه آستان قدس را نیز در نظر گرفت که پس از انقلاب بازسازی و افتتاح شد.
بهطور کلی میتوان گفت کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران قویترین کتابخانه دانشگاهی کشور است و احتمالاً در میان کتابخانههای ایران جزو پنج تا هفت کتابخانهی برتر محسوب میشود.
سؤال: مأموریت اصلی کتابخانه مرکزی را در ارتباط با جامعه دانشگاهی چگونه تعریف میکنید؟
پاسخ: در ساختار سنتی، کتابخانه محلی برای تأمین کتاب و مجلات بود و در کنار آن وظیفهی نگهداری نسخههای خطی و اسناد تاریخی کشور را بر عهده داشت. اما از دورهای به بعد، کتابخانهها علاوه بر این کارکرد سنتی، مسئولیت اشتراک و تأمین پایگاههای علمی و منابع الکترونیکی را نیز بر عهده گرفتند. به همین دلیل، همانطور که از واژهی «تأمین منابع» برمیآید، کتابخانه مرکزی باید تأمینکنندهی منابع مورد نیاز استادان و دانشجویان برای مطالعه، تحقیق و پژوهش باشد.
در حال حاضر کتابخانه مرکزی بیش از پنجاه کتابخانه فرعی (قمر) دارد که در دانشکدههای مختلف مستقر هستند و برخی از آنها حتی از کتابخانه مرکزی قدیمیترند. از زمان تأسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳، دانشکدههایی چون حقوق و ادبیات کتابخانههای مخصوص خود را داشتند. بنابراین مجموعهای بسیار گسترده شکل گرفته که دو نقش دارد:
یکی تأمین منابع فیزیکی و چاپی (که همچنان بخش مهمی از مأموریت کتابخانه است) و دیگری تأمین منابع دیجیتال و پایگاههای اطلاعاتی، که اکنون در همکاری با ایرانداک و وزارت علوم دنبال میشود.
سؤال: با توجه به گستردگی منابع و خدمات، مهمترین دستاورد کتابخانه مرکزی در سالهای اخیر چه بوده است؟
پاسخ: اگر به سالهای نخست بازگردیم، زمانی که هر دانشکده کتابخانهی مخصوص خود را داشت، تصور بر این بود که هر دانشکده باید منابع مورد نیاز رشتهی خود را تهیه کند؛ مثلاً دانشکدهی هنر کتابهای هنری، دانشکدهی ادبیات آثار ادبی و دانشکدهی حقوق منابع حقوقی را خریداری میکرد.
در همان آغاز این اندیشه وجود داشت که کتابخانه مرکزی باید منابع «کلیتر» را در خود نگه دارد. این منابع کلی شامل دو بخش بود: یکی نسخههای خطی کشور و دیگری نشریات عمومی (نه تخصصی).
مدیران کتابخانه در آن زمان تلاش کردند تا منابع خارجی بهویژه منابع ایرانشناسی را نیز گردآوری کنند. این روند در دهههای بعد نیز ادامه یافت، اما متأسفانه در سالهای اخیر خرید نسخههای خطی متوقف شده و تنها در صورت اهدا، منابع جدید افزوده میشود. مجلات نیز بیشتر از طریق اشتراکهای ثابت تهیه میشوند.
در مجموع، طی سالهای اخیر تحول چشمگیری در زمینهی خرید منابع رخ نداده است و دلیل اصلی آن محدودیت بودجه و تغییر نوع نیاز کاربران است. در مقابل از آنجا که دانشجویان امروزی عمدتاً از پایگاههای الکترونیکی استفاده میکنند، کتابخانه تمرکز خود را بر تأمین منابع دیجیتال گذاشته و در این زمینه عملکرد قابلتوجهی داشته است.
البته باید اذعان کرد که تأمین پایگاههای علمی هزینهی سنگینی دارد؛ گاه میلیاردها تومان نیاز است تا بتوان اشتراک آنها را حفظ کرد.
در مقابل، تهیهی کتاب چاپی کندتر پیش رفته و آنگونه که باید و شاید در اولویت نبوده است. اگر بخواهیم مقایسه کنیم، کتابخانهی ما هنوز با الگوهای بزرگ جهانی مانند دانشگاه هاروارد فاصله دارد و در مجموع تلاشها در زمینهی گسترش مجموعههای چاپی کافی نبوده است. حتی گاهی مشکلاتی پیش آمده؛ از جمله وجین و خروج برخی کتابها از مجموعهها چه در کتابخانه مرکزی و چه در کتابخانههای دانشکدهای که در دورهی مدیریت من چه در گذشته و چه اکنون یکی از مهمترین کارهایم جلوگیری از این روند بوده است تا هیچ کتابی از مجموعه خارج نشود.
سؤال: کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران در مسیر دیجیتالیسازی منابع و خدمات تا چه اندازه پیشرفت کرده است؟
پاسخ: ابتدا لازم است اشاره کنم که تقریباً تمام پایاننامههای دانشگاه تهران اعم از قدیمی و جدید بهجز شاید کمتر از دههزار عنوان، اسکن شدهاند. درواقع بخش عمدهای از پایاننامهها، که مهمترین تولید علمی دانشگاه به شمار میروند، اکنون بهصورت دیجیتال در دسترساند.
در حال حاضر حدود ۱۰۵ هزار پایاننامه بهصورت آنلاین قابل مشاهدهاند و دانشجو میتواند آنها را روی صفحه مطالعه کند. حتی امکان خرید و دریافت فایل نیز وجود دارد. مطابق مقررات دانشگاه، پایاننامهها تا دو سال پس از دفاع دارای محدودیت دسترسیاند، اما پس از آن برای عموم آزاد میشوند و ما این قاعده را دقیقاً رعایت میکنیم.
در این زمینه، تلاش کردهایم که همهچیز بهصورت آنلاین باشد و این روند همچنان در حال بهبود است. شرکت «پارسآذرخش» نیز سامانهای به نام «سابیت» را در حال راهاندازی دارد تا این پایاننامهها را به شکل منظم عرضه کند.
البته مقالات و نشریات دانشگاه در اختیار کتابخانه مرکزی نیستند و مدیریت آنها در بخش انتشارات دانشگاه است. این مسئله یکی از چالشهای ماست زیرا تمرکز مدیریتی بر فایلهای دیجیتالی دانشگاه وجود ندارد. دانشگاه تهران بیش از ۱۲۰ مجله دارد که هرکدام بهصورت مستقل و خارج از ساختار کتابخانه فعالیت میکنند. ما درخواست کردهایم که مدیریت این مجلات نیز زیر نظر سامانه «سابیت» قرار گیرد تا یکپارچگی برقرار شود.
در زمینه نسخههای خطی نیز باید بگویم کتابخانه مرکزی حدود ۱۷ هزار نسخه خطی دارد که سالها پیش اسکن شدهاند. اکنون این نسخهها در دو سامانه عرضه میشوند: یکی «پارسآذرخش» که تاکنون بیش از ۳۰۰ نسخه را بارگذاری کرده و هر هفته حدود ۵۰۰ نسخه به آن افزوده میشود تا کل مجموعه ۱۷ هزار نسخه در دسترس قرار گیرد؛ دیگری پایگاه «آریان» که در آن بیش از ۱۴ هزار نسخه موجود است.
میتوان گفت ما تقریباً تنها کتابخانهای در کشور هستیم که همه نسخههای خطی خود را بهصورت آنلاین و رایگان در اختیار عموم قرار دادهایم. نگاه ما به این منابع چنین است که آنها متعلق به همه مردماند و باید برای ترویج فرهنگ اسلامی و ایرانی آزادانه در دسترس باشند. البته این مسیر بینقص نیست و همچنان در حال اصلاح و تکمیل هستیم.
اما درباره کتابهای چاپی، محدودیتهایی وجود دارد. طبق قانون نشر، آثار چهل یا پنجاه سال پس از درگذشت مؤلف مشمول حقوق نشر هستند. این قانون با توجه به سرعت تحول علم، عملاً مانعی جدی برای دسترسی آزاد است. به نظر من این مدت باید به ۱۰ یا ۱۵ سال کاهش یابد. متأسفانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تاکنون لایحهای برای اصلاح این قانون ارائه نکرده است و بنابراین ما نمیتوانیم هر کتابی را بهصورت دیجیتال عرضه کنیم.
دانشگاه تهران در این زمینه بسیار قانونمند عمل میکند و در استفاده از پایگاههای خارجی نیز مقررات را بهطور کامل رعایت میکند. در مجموع میتوان گفت نسخههای خطی ما تقریباً همگی آنلاین هستند، بسیاری از کتابهای قدیمی (که مشمول قانون حق نشر نیستند) نیز دیجیتال شدهاند.
با این حال، دانشگاه نیازمند ایجاد یک معاونت یا ادارهی مستقل برای مدیریت محتوای دیجیتال است زیرا اکنون انتشارات، کتابخانه و حتی ایرانداک هرکدام بخشی از این کار را جداگانه انجام میدهند و این پراکندگی مانع تمرکز مدیریتی است. بارها تأکید کردهام که لازم است این فعالیتها در یک نقطه متمرکز شود؛ چه در کتابخانه، چه در انتشارات، یا در یک معاونت علمی مستقل. در این صورت معاونت پژوهشی میتواند تمرکز خود را بر امور پژوهشی و صنعتی بگذارد و محتوای دیجیتال دانشگاه به شکل یکپارچه و هدفمند اداره شود.
سؤال: در شرایطی که منابع دیجیتال فراگیر شدهاند، نگاه شما به آینده کتابهای چاپی چیست؟ آیا این نوع کتابها از میان خواهند رفت؟
پاسخ: از نظر من بله؛ در آینده کتابهای چاپی بهتدریج از میان خواهند رفت. من نزدیک به پانزده سال است که این نظر را بیان میکنم و در نوشتههای مختلف هم بر آن تأکید کردهام.
کتاب چاپی تنها برای انتشار روزآمد و موقت مناسب است، مثلاً تا پنج سال پس از چاپ. در برخی حوزهها مانند ادبیات کودک یا رمان هنوز کتاب فیزیکی جایگاه دارد اما آن هم موقتی است؛ زیرا در نهایت قالب مطالعه به سمت نسخههای دیجیتال میرود.
از سوی دیگر، کتاب چاپی با مشکلات زیستمحیطی همراه است: قطع درختان، آلودگی محیطزیست، اشغال فضای خانهها و تبدیلشدن به گرد و غبار. اینها نکاتی هستند که شاید اکنون کمتر به آن توجه میشود، اما در عمل به بخشی از واقعیت زندگی تبدیل شده است.
ناشران همچنان تلاش میکنند احساس سنتی نسبت به کتاب را حفظ کنند، اما روند جهانی در جهت حذف تدریجی کتاب فیزیکی است. امروز در بیشتر حوزههای علمی، بهویژه در علوم پایه و فنی، دیگر منابع اصلی بهصورت الکترونیکی منتشر میشوند و کتاب چاپی جایگاه چندانی ندارد.
به یاد دارم نوهی یازدهسالهام روزی به من گفت: «به ما یاد میدهند درختها را نبُریم، اما بعد همان درختها را قطع میکنند و به ما کتاب میدهند!» این نگاه نسلی تازه است؛ نسلی که مطالعهاش را در فضای دیجیتال انجام میدهد. بنابراین، پاسخ من روشن است: کتاب چاپی دیر یا زود جای خود را به قالب دیجیتال خواهد داد.
سؤال: عادت مطالعه در میان دانشجویان دانشگاه تهران را چگونه ارزیابی میکنید؟ کتابخانه مرکزی برای تقویت این فرهنگ چه اقداماتی انجام داده یا در دست اجرا دارد؟
پاسخ: دانشجویان عمدتاً بهمنظور انجام تحقیقات درسی مطالعه میکنند. هر مقدار که از سوی استادان مطالبه شود، کار پژوهشی آنان پیش میرود. معمولاً در ایام امتحانات ترم، مراجعه به کتابخانه بهشدت افزایش مییابد.
البته شمار اندکی از دانشجویان کتابهای متفرقه و غیر درسی میخوانند. امروزه بسیاری از آنها دانش خود را از طریق وبسایتها، شبکههای اجتماعی و پیامرسانها به دست میآورند. انتشار دانش در این فضاها بسیار سریعتر از کتابهای چاپی است و نمیتوان نظام سنتی کتابخوانی را در برابر آن حفظ کرد.
کاری که کتابخانه میکوشد انجام دهد این است که دسترسی آسان به فایلها و منابع دیجیتال را برای دانشجویان فراهم کند. البته امکانات فنی ما هنوز کامل نیست؛ مثلاً تجهیزات لازم برای اسکن انبوه و تبدیل منابع به فایلهای قابل جستوجو از طریق OCR وجود ندارد. کتابخانه مرکزی هنوز ارتباط مستقیمی با فناوری هوش مصنوعی ندارد و این خود یک معضل بزرگ است.
در حالیکه بسیاری از استادان دانشگاه در حوزه هوش مصنوعی فعالیت میکنند لازم است این فناوری در کتابخانهها نیز به کار گرفته شود تا فایلهای PDF خوانده شوند، متن آنها قابل جستوجو باشد و از قابلیتهای هوش مصنوعی در مطالعه و بازیابی اطلاعات بهره گرفته شود.
با وجود این محدودیتها ما تلاش کردهایم محیط کتابخانه را بهبود بخشیم. تالارها را بازسازی و نورپردازی کردهایم؛ تنها در روزهای اخیر حدود ۷۰۰ میلیون تومان برای بهبود نور تالارها هزینه شده است. نظافت و زیباسازی محیط نیز در دستور کار است. همچنین برای رفاه دانشجویان رستورانی در ساختمان کتابخانه مرکزی ایجاد کردهایم تا بدون خروج از مجموعه بتوانند استراحت و تغذیه کنند. تمام این اقدامات در راستای ایجاد فضایی مطلوب و آرام برای مطالعه انجام شده است.
سؤال: به نظر شما، فرهنگ مطالعه چگونه میتواند در دانشگاهها به یک عادت پایدار تبدیل شود؟
پاسخ: پایداری فرهنگ مطالعه در گرو نظارت و هدایت استادان است. هیچ فردی بدون انگیزه یا هدف مشخص مطالعه نمیکند. اگر استادان از دانشجویان بخواهند مطالعه کنند، تحقیق بنویسند و ارزیابی علمی دقیقی داشته باشند، مطالعه به یک ضرورت تبدیل میشود.
وقتی استاد در ترم نخست بیتوجه باشد یا استاد راهنما در یک سال اول نگارش پایاننامه سراغ دانشجو نرود و همه چیز را به دو ماه پایانی موکول کند، طبیعی است که دانشجو انگیزهای برای مطالعه نخواهد داشت. بنابراین مطالعه، چه در دانشگاه و چه در جامعه، با احساس نیاز پیوند دارد.
همچنین لازم است کتابهای خوب بهصورت مستمر در دسترس باشند. یکی از سیاستهای ضروری، برگزاری نمایشگاههای کتاب در دانشکدهها است تا منابع تازه در برابر چشم دانشجویان قرار گیرد.
من همواره به دانشجویان توصیه میکنم حداقل یک روز در هفته در یک کتابفروشی کار کنند تا حس واقعی کتاب را تجربه کنند. کسی که چنین تجربهای نداشته باشد، ممکن است در طول تحصیل تنها چند کتاب بخواند.
با این حال، باید پذیرفت که فضای مجازی اکنون سرشار از دانش است. اگر وزارت علوم از ظرفیت فضای مجازی برای آموزشهای تکمیلی استفاده کند، وضعیت علمی دانشجویان بسیار بهتر خواهد شد. متأسفانه در حال حاضر از این فضا تنها برای امور اداری بهره گرفته میشود و از آن برای ترویج علم و یادگیری تعاملی استفاده نمیگردد.
سؤال: چه توصیهای به مدیران و سیاستگذاران فرهنگی و علمی کشور در زمینهی ترویج فرهنگ کتابخانه دارید؟
پاسخ: نکتهای که باید بر آن تأکید کنم این است که خرید کتاب نباید فقط به ایام نمایشگاه کتاب محدود شود. در حال حاضر، دانشگاهها معمولاً تنها در زمان برگزاری نمایشگاه، بودجهای در اختیار گروهها قرار میدهند و آن هم بسیار محدود است.
هر دانشکده باید بتواند جدیدترین پژوهشهای حوزهی خود را در دسترس داشته باشد؛ مثلاً دانشجوی حقوق باید تازهترین منابع حقوقی را ببیند، یا دانشجوی هنر و ادبیات باید با آخرین آثار این حوزهها مواجه شود. در حالیکه کتابخانههای ما اغلب مجموعههایی کهنه دارند و برای دانشجویان جذابیتی ایجاد نمیکنند. بنابراین سیاست خرید مداوم و هدفمند کتاب یکی از امور حیاتی در تقویت فرهنگ علمی دانشگاه است.
سؤال: به نظر شما هر دانشگاهی به چه نوع کتابخانهای نیاز دارد تا روح علمی و فرهنگی در آن حفظ شود؟
پاسخ: کتابخانهی مدرن تفاوتهای بنیادینی با کتابخانههای سنتی دارد. اگر حتی از هوش مصنوعی بپرسید که یک کتابخانهی مدرن چه ویژگیهایی دارد، توضیحاتی به شما میدهد که نشان میدهد کتابخانههای ما هنوز سنتیاند و از آن ویژگیها بیبهرهاند.
کتابخانهی جدید باید جذابیت فضا داشته باشد؛ محیطی دلپذیر، روشن و باز. بسیاری از کتابخانههای ما به دلیل انباشت کتابها، فضای مناسبی ندارند و در معماری قدیم در زیرزمین یا انبارها ساخته شدهاند. چنین فضاهایی رغبت مطالعه ایجاد نمیکند.
در کنار این، باید از فناوری هوش مصنوعی بهره گرفت تا دانشجویان جذب شوند. کتابخانه باید محیطی پویا و چندبعدی باشد؛ همراه با فعالیتهایی چون نمایش فیلم، اجرای تئاتر، مسابقات علمی و فرهنگی، و فضاهای استراحت و تعامل.
در گذشته حتی صندلیهای مطالعه را جمع میکردند تا کسی در کتابخانه نماند! اما امروز باید دقیقاً برعکس عمل کرد؛ کتابخانه باید مکانی جذاب، پرنشاط و الهامبخش باشد.
سؤال: در پایان، نگاه شخصی شما به کتاب و کتابخانه چیست؟ چه نوع کتابهایی میخوانید و کتابخانه برای شما چه مفهومی دارد؟ همچنین پیام شما به جامعه دانشگاهی در روز کتاب، کتابخوانی و کتابدار چیست؟
پاسخ:از همان روزی که طلبه شدم، به فکر داشتن یک کتابخانه شخصی افتادم. هنوز هم برخی از کتابهایی را دارم که در جوانی روی آنها مینوشتم: «این کتابخانه مال من است، ولی همه چیز از آنِ خداست.» این جملهای بود که از گذشته بر کتابهایم مینوشتم.
کتابخانه شخصی من زمانی به حدود هفتهزار جلد کتاب رسیده بود. اما از وقتی با رایانه آشنا شدم از حدود سال ۱۳۷۰ و بهویژه از سالهای ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۳، کتابخانهام را واگذار کردم. از آن زمان تاکنون، در خانه کتابی جز برای ضرورت مطالعه نگه نمیدارم.
بااینحال، از سال ۱۳۷۴ کتابخانهای تخصصی در رشتهی تاریخ اسلام در قم تأسیس کردم که اکنون بیش از ۲۷۰ هزار جلد کتاب دارد. علاوه بر آن، سالها ریاست کتابخانه مجلس را بر عهده داشتم و اکنون نیز ریاست کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران را دارم. بنابراین کتاب همواره در دسترسم بوده است.
اما واقعیت این است که من با لپتاپم زندگی میکنم. شاید بیش از یکمیلیون فایل کتاب در رایانهام داشته باشم. کتابخانه مرکزی حدود ۲۲۴ هزار عنوان فارسی و عربی و ۱۰۰ هزار کتاب لاتین دارد، ولی در لپتاپ من سه برابر این مقدار کتاب موجود است. یک هارد اکسترنال نیز کنار آن دارم که عملاً محدودیتی برای دسترسی من باقی نمیگذارد.
از سالهای ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ به بعد، من از مخالفان نگهداری کتاب چاپی بودهام، هرچند همواره به این دلیل مورد انتقاد قرار گرفتهام که چگونه مدیر کتابخانهای هستم ولی به کتاب چاپی باور ندارم. اما باور من این است که ما در دورهی گذار قرار داریم.
در دههی اخیر دیدیم که بسیاری از رشتهها از کتاب چاپی عبور کردهاند و به منابع دیجیتال روی آوردهاند. بنابراین باید پیشرو باشیم و ذهن خود را از مفهوم سنتی «کتاب» آزاد کنیم. فایل دیجیتال هم کتاب است. شاید نسلهای قدیمیتر این را نپذیرند، اما قدرت جستوجو و پژوهش در فایلهای دیجیتال قابل مقایسه با کتاب چاپی نیست.
اکنون در دنیای هوش مصنوعی، انبوهی از دانش در قالب سامانههای پیشرفته در اختیار پژوهشگر است. باید همه اطلاعات علمی و فرهنگی کشور، از جمله منابع ایرانی، به فایل دیجیتال تبدیل شود و پس از آن به متن قابل پردازش برای هوش مصنوعی بدل گردد.
من حتی زمانی پیشنهاد کرده بودم که هر شهردار موظف باشد تمام اطلاعات شهر خود را در وبسایت رسمی منتشر کند: تاریخ، امکانات و ویژگیهای محلی. امروزه بخشی از این کار از طریق کانالهای تلگرامی انجام میشود. باور دارم که اکنون بهترین کتابخانهها در همین کانالها شکل گرفتهاند؛ برخی از آنها طی دو سال بیش از ۱۱۰ هزار کتاب بارگذاری کردهاند.
بنابراین باید از ذهنیت سنتی درباره مطالعه بیرون بیاییم و نسل جدید را به خواندن فایل و پژوهش متمرکز عادت دهیم. نباید مردم را از فناوریهای نو ترساند. زمانی در آغاز ورود رایانه و سپس هوش مصنوعی، عدهای آن را تهدید میدانستند، اما امروز بهخوبی میبینیم که این فناوریها تا چه اندازه به رشد علم کمک کردهاند.
حتی اگر گاه اطلاعات نادقیق ارائه دهند، این مسئله نیز طبیعی است؛ زیرا استاد انسانی هم ممکن است اشتباه کند. در واقع، «هوش مصنوعی» به سطحی از بلوغ رسیده که در بسیاری از زمینهها همان کارکرد هوش انسانی را دارد.
من سالها در مرکز نور (مرکز تحقیقات علوم اسلامی رایانهای) فعال بودهام، مدیر گروه تاریخ آن بودم و اکنون نیز ارتباطم با آنجا حفظ شده است. بهروشنی میبینم که مفهوم کتاب در حال دگرگونی است؛ همانطور که سه قرن پیش کتابخانه خطی معیار دانش بود و اکنون در صندوقخانهها جای گرفته، کتاب چاپی نیز در حال عقبنشینی است و جای خود را به فایل دیجیتال میدهد.
امیدوارم ایران نیز در این مسیر پیشرفت کند. در جهان، تنها چند کشور در سطح پژوهشهای بنیادی هوش مصنوعی پیشرو هستند آمریکا و چین اما از نظر کاربرد هوش مصنوعی، کشورهایی مانند ژاپن و فرانسه در صنعت پیشرفتهترند. ما نیز باید در بخش کاربردی تلاش کنیم؛ از جمله در نظام اداری، آموزشی و صنعتی.
پیش از هر چیز، لازم است ذهن خود را تغییر دهیم تا با دنیای نوین دانش هماهنگ شویم.
- برای مشاهده این خبر در سایت خبری تحلیلی دانشگاه تهران اینجا کلیک کنید.
روابط عمومی کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران

نظر شما :